سلام
تولد حضرت معصومه رو به همتون تبريك عرض ميكنم اميدوارم همتون هميشه موفق باشين


در ضمن روز دخترروتبريك ميگم به تمام دختر خانمهای گل گلابی 

تحقيق پيرامون تولد و سن حضرت فاطمه معصومه(س)
اشرف آشوري اهلبيت پيامبر(ع) چهرههاي پرفروغي به جهانيان عرضه کردهاند و نامشانمانند ستارگان درخشان در آسمان فضيلتها ميدرخشد; درخشانترين ستاره در ميانبانوان هفتمين منظومه ولايت; فاطمه کبري فرزند پاکيزه موسي بن جعفر(ع) است. کهسالهاست تشنگان معرفت از حريمش زلال ايمان مينوشند و عارفان با گذر بر زندگيفرزانهوارش و درک لحظههاي آسماني شدنش، درهاي عروج را به روي خود ميگشايند وبوي وصال را در گستره زمين منتشر ميسازند. او والاترين دختر موسي است و از اينروست که هر گاه نامي از پدر برده شود، يادي از او نيز به ميان ميآيد و به اينمناسبت در ويژهنامه موسي بن جعفر(ع) لحظاتمان را با نام و ياد وي عطرآگينميسازيم. با اذعان به اين حقيقت که پيرامون زندگاني حضرت فاطمه معصومه(س)تحقيق کاملي صورت نپذيرفته است، به خاندان، اوضاع سياسي، عصر تولد، و نظراتيکه پيرامون تولد حضرت ارائه شده است، ميپردازيم.
سرود شکفتن
تولد فاطمه معصومه(س) براي اهلبيت(عليهم السلام) اهميتي خاص داشتزيرا اين خبر قبل از تولد بارها توسط امام صادق(ع) اعلام ميشد و به اين ترتيباز همان ايام شيعيان به شناخت مقام والاي وي فرا خوانده ميشدند. از جمله آنگاهکه گروهي از شيعيان ري نزد امام صادق(ع) آمدند، حضرت فرمود: آفرين بر برادرانما از اهل قم. آنان گفتند: ما اهل ري هستيم. ولي امام همان جمله پيشين راتکرار فرمود. و ادامه داد: «الا ان لله تعالي حرما و هو مکه. الا ان لرسول اللهحرما و هو المدينه الا ان لاميرالمؤمنين حرما و هو الکوفه الا ان حرمي و حرم ولديبعدي قم الا ان قم کوفتنا الصغيره.
الا ان للجنه ثمانيه ابواب ثلاث منها الي قم.تقبض فيها امراه هي من ولدي و اسمها فاطمه بن موسي. تدخل بشفاعتها شيعتناالجنه باجمعهم».
براي خداوند حرمي است که مکه است، حرم رسول، مدينه حرم اميرمومنان کوفه است وحرم من و فرزندانم قم است. بدانيد قم کوفه کوچک ماست. بدانيد بهشت هشت در داردکه سه در آن به سوي قم است.بانويي از اولاد من در آنجا وفات ميکند که نامش فاطمه دختر موسي است. همهشيعيان ما به شفاعت او وارد بهشت ميشوند.
اين خبر و نحوه تعريف حضرت از قم بهطور طبيعي ميتوانست گروهي از اهالي ري را به عزيمتبه سوي قم برانگيزد و درحقيقت اهميت ويژهاي را که شهر قم به خاطر حضور فاطمه کبري مييافتبراي آنانبازگو کند. ميتوان گفتبه همين خاطر گروههايي از مردم قم از جمله صاحبان فکر وانديشه از آمدن چنين بانويي به قم مطلع بودند و براي فرا رسيدن آن زمان و ياريو پاسداشت مقدم وي لحظه شماري ميکردند. نکات ديگري نيز از اين روايتبه دستميآيد از جمله اين که قم حرم ائمه طاهرين است. موضوعي که در دهها روايت ديگراز زبان پيامبر(ص)، امام علي(ع) و اغلب ائمه يکي پس از ديگري به آن اشاره شدهاست.
در خبري ديگر نيز امام صادق(ع) به پيشگويي تولد وي پرداخت. آن روز يکي ازشيعيان به نزد حضرت آمد، امام را ديد که با کودکي در گهواره سخن ميگويد. گاميجلوتر نهاد و مبهوت از اين واقعه پرسيد: آيا با اين طفل سخن ميگوييد؟ امام اورا دعوت کرد تا با کودک در گهواره سخن بگويد. مرد باز هم جلوتر آمد و سلام کرد.کودک نه تنها جوابش را داد; بلکه گفت: اي مرد نامي را براي دخترت [که تازهمتولد شده است] انتخاب کردهاي که خداوند آن را دشمن ميدارد پس نامش را عوض کن[وي نام دخترش را حميرا گذاشته بود] شگفتي مرد دو چندان شد. آنگاه امامصادق(ع) فرمود:
«اين کودک فرزندم موسي است.
خداوند از او دختري به من عنايت ميکند که نامش فاطمه است. او را در سرزمين قمبه خاک ميسپارند. هر شخصي که او را در قم زيارت کند، بهشتبرايش واجب ميشود».
پاکيزه نسب
پدرش موسي بن جعفر(ع) ملقب به کاظم، صابر، صالح و امين است کهروز يکشنبه، هفتم ماه صفر سال 128 هجري قمري در منطقه ابواء; محلي بين مکه ومدينه از بانويي پاکيزه به نام حميده به دنيا آمد. ابوبصير درباره تولد موسيکاظم(ع)ميگويد: همراه امام صادق(ع) (سالي که پسرش موسي بن جعفر(ع) متولدگرديده سال 128 ه. ق) براي شرکت در مراسم حجبه سوي مکه رفتيم. وقتي بهسرزمين «ابواء» (منزلگاهي بين مکه و مدينه) رسيديم، امام صادق(ع) براي ماصبحانه فراوان و خوب تهيه کرد، ما مشغول خوردن صبحانه بوديم که فرستاده حميده(همسر امام صادق(ع» آمد و گفت:حميده ميگويد: درد زايمان گرفتهام، و شما فرمودهايد نسبتبه اين پسر اقدامينکنم.
امام صادق(ع) بيدرنگ برخاست و همراه فرستاده حميده رفت، و پس از مدتي نزدياصحاب بازگشت. اصحاب پرسيدند: خداوند تو را شاد کند و ما را فدايت نمايد،جريان حميده چه بود؟
فرمود: خداوند حميده را سلامت داشت و به من پسري عنايت فرمود، که در ميانمخلوقاتش از همه بهتر است، و حميده در مورد آن نوزاد مطلبي به من گفت که بهگمانش من آن را نيدانم، در صورتي که من به آن از او آگاهتر هستم.
پرسيدم: قربانت گردم، آن مطلب چه بود؟
پاسخ داد: حميده گفت; هنگامي که آن نوزاد متولد شد، «دستهايش را بر زميننهاد و سر به سوي آسمان بلند کرد».من به حميده گفتم: اين کار، نشانه رسول خدا(ص) و نشانه وصي بعد از اوست.
امام کاظم(ع) در سال179 ه. ق به دستور هارون زنداني شد و سرانجام در روزجمعه بيست و چهارم يا بيست و پنجم ماه رجب سال183 در بغداد مسموم گرديد و بهشهادت رسيد و پيکر پاکش را در شهر کاظمين به خاک سپردند.
مادر حضرت معصومه(س)
حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) هر دو از يک مادر به نام «نجمه» (ستاره)متولد شدهاند. در کتابهاي تاريخي براي مادر حضرت ده نام و لقب ذکر شده است کهعباتند از:
نجمه، تکتم، خيزران مرسيه، اروي، امالبنين، طاهره، سکن،سمانه، شقرا، صقر.
درباره زمان تولد، پدر، مادر، سن و مدت عمر نجمه خاتون اطلاعي در دست نيست ودرباره اينکه وي اهل چه منطقهاي بوده است، نيز اختلاف نظر وجود دارد. علي اکبرمهديپور مينويسد:
از تاريخ تولد نجمه خاتون اطلاعي در دست نيست و از مقدار سن شريفش به هنگامشرفيابي به دودمان امامت چيزي نميدانيم. تنها چيزي که در منابع حديثي آمده،اين است که وي به هنگام تشرف به خانه امام کاظم(ع) دوشيزه بوده است. اما درمورد تابعيت وي که اهل چه کشوري بوده، تنها چيزي که در دست است اين که وي اهلمغرب بود و مغرب در اصطلاح به سه معنا اطلاق ميشود:
1-شمال آفريقا شامل; تونس، ليبي، مراکش و الجزاير
2-مراکش
3-اروپا
براي تعيين منظور از مغرب بايد به واژه «مرسيه» استناد کنيم که در ذيل «خيزران»گفته ميشود «مرسي» به سرزمينهايي در فرانسه، اسپانيا و الجزاير اطلاق ميشود،ولي چون به وي «سکن نوبيه» و «شقراء نوبيه» نيز گفتهاند، اين احتمال کهمنظور شمال آفريقاست، تقويت ميشود و از اين رو مرحوم خاتون آبادي به صراحت ويرا اهل نوبه و زنگبار دانسته است، همچنين چون درباره نجمه خاتون واژه«مولده» (آنکه در کشور عربي متولد شده و نشو و نما يافته) به کار رفته لذااين احتمال که اهل کشورهاي غربي باشد رد ميشود.»
اما درباره جايگاه رفيع مادرحضرت معصومه(س) همين نکته بس که امام کاظم(ع) ميفرمود: او را جز به فرمان خداو به استناد وحي خدا نگرفتم.
چشمه کوثر و فرزندان امام کاظم(ع)
فراواني فرزندان نسل رسالت و ولايت از موضوعاتي است که قابل انکار نيست هر چند گاه اينامر که تعداد فرزندان ائمه به دهها نفر ميرسد براي برخي مورخان گران آمده وآنان سعي نمودهاند به روشهاي مختلف از تعداد آنها بکاهند اما حقيقت اين است که«کوثر» همان کوثري که خداي متعال در قرآن کريم سورهاي را به نامش نازل کرده،کليد حل مشکل است. آن روز که ابراهيم يگانه فرزند حضرت پيامبر در هفده ماهگيدر مدينه طيبه رحلت کرد و در بقيع به خاک سپرده شد، گروهي از منافقان و دشمنانو دشمنان مرگ وي را علامتبريده شدن نسل رسالت و نابودي اسلام دانستند و باکنايه و زخمزبان دل وي را آزردند. اين موضوع که به شدت پيامبر را افسرده کرددر نهايتبه نزول سوره مبارکه کوثر انجاميد و خداي متعال چنين فرمود:
«بسم الله الرحمن الرحيم. انا اعطيناک الکوثر فصل لربک و انحر ان شانئک هوالابتر»
اعجاز اين سوره منحصر در حسن و حسين فرزندان بلافصل علي(ع) نبود بلکهدر نسلهاي بعدي نيز همين معجزه الهي جريان يافت. و به روشني ميتوان اين معجزهآشکار را ديد. کوثري جوشان در نسل تمام ائمه به وديعه گذاشته شد که نسل نبوت وامامت را زنده نگاه داشت. مروري بر فشارها و اعدامها و سياستهاي کينهتوزانهحاکمان اموي و عباسي نشان ميدهد که چگونه همين «کوثر جوشان» گاه تنها باريکهحفظ نسل ولايتبود. از اينروي به نظر ميرسد نه تنها نبايد کثرت اولاد امامانموجب بروز سؤال شود بلکه ظهور اعجاز الهي «کوثر» در طول حيات ائمه بايد مارا به شگفتي و تحسين وا دارد.

راستی بچه ها یه خبر دیگه من ماهی اپ میکنم اوکی ناراحت نبشین چون یه مقداری سرم شلوغه باید همتون منو ببخشین دیگه سعی میکنم اپی که میکنم جای این یه ماه کارک نه فقط معرفتتونو نشون بدی اوکی